هرمز؛ وقتی جغرافیا به سلاح تبدیل میشود
مهمترین تحول ۲۴ ساعت گذشته، تغییر رسمی قواعد بازی در خلیجفارس بود. در حالی که ترامپ با استقرار ۱۵ هزار نیرو و صدها پرنده، گمان میکرد میتواند با «اسکورت نقطهای»، طلسم هرمز را بشکند، سپاه پاسداران با انتشار یک نقشهی جدید، محاسبات سنتکام را در هم ریخت.
این نقشه، که حریم تحت کنترل ایران را تا فجیره و امالقوین امارات امتداد میدهد، یک پیام راهبردی دارد. امارات دیگر نمیتواند با دور زدن هرمز و استفاده از خطوط لوله، نفت خود را صادر کند. رسول سردار، تحلیلگر الجزیره میگوید: ایران با این اقدام، «رژیم دریایی جدیدی» را پایهگذاری کرده و خود را به عنوان قدرت مسلط و بلامنازع منطقه تثبیت نموده است. هشدار صریح ارتش ایران مبنی بر اینکه «ورود ناوهای آمریکایی به هرمز با شلیک مستقیم پاسخ داده خواهد شد»، نشاندهندهی آن است که تهران، مأموریت جدید ترامپ را نه یک اقدام امدادی، که یک «تجاوز جنگی و نقض آتشبس» تلقی میکند.
لرزش در ستونهای اقتصاد غرب
اگر ترامپ تصور میکرد که با اعلام «پروژه آزادی»، بازارهای جهانی را آرام خواهد کرد، واکنش بورسهای آسیا و قیمت نفت، به او یک «نه» بزرگ گفت. سقوط شاخصهای اقتصادی در کرهجنوبی، ژاپن و هنگکنگ، و هشدار فاتح بیرول (رئیس آژانس بینالمللی انرژی) مبنی بر مواجههی جهان با «بزرگترین چالش انرژی و اقتصادی تاریخ»، اثبات میکند که استراتژی واشنگتن شکست خورده است.
بحران اکنون به قلب اروپا رسیده است. اعتراف تکاندهندهی مقامات بریتانیایی به اسکاینیوز مبنی بر اینکه دولت لندن در حال آمادهسازی برای «قحطی مواد غذایی، جهش تورم و لغو پروازها طی ۸ ماه آینده» است، نشان میدهد که چرا امانوئل مکرون و کییر استارمر حاضر نشدند در ماجراجویی دریایی ترامپ در هرمز شرکت کنند. غرب در حال پرداخت بهای سنگینی برای قماری است که رئیسجمهور آمریکا آن را با شعار «فشار حداکثری» آغاز کرد.
باجدهی در سایه؛ چرا واشنگتن خدمه ایرانی را آزاد کرد؟
در عرصه دیپلماسی، رفتار واشنگتن بازتاب کامل استیصال است. در حالی که کاخ سفید سعی میکند در رسانهها لحنی تهاجمی داشته باشد، آزادی ۱۵ خدمۀ کشتی ایرانی توقیفشده و انتقال آنها به پاکستان (به عنوان یک اقدام اعتمادساز)، نشان میدهد که ترامپ بهشدت نیازمند بازگشت ایران به میز مذاکره است.
به گفتهی محمد المصری (استاد مؤسسه دوحه)، محاصرهی بنادر ایران، یک «خطای محاسباتی بزرگ» از سوی ترامپ بود که مانع از هرگونه پیشرفت دیپلماتیک شد. واشنگتن اکنون دریافته است که فهرست ۱۵ مادهای مطالباتش (از جمله خلعسلاح منطقهای و هستهای)، برای کشوری که در اوج محاصره، شاهرگ اقتصاد جهان را در دست دارد، چیزی بیش از یک «شوخی دیپلماتیک» نیست.
ایستگاه شصتوششم؛ در انتظار جرقهای در انبار باروت
خاورمیانه اکنون در یک وضعیت «تعلیق انفجاری» قرار دارد. در جنوب لبنان، رژیم صهیونیستی با تداوم بمباران روستاهایی که اهالی آن در حال بازگشت بودند، نشان داد که به هیچ توافق آتشبسی پایبند نیست و به دنبال «اشغال سرزمینی» بلندمدت است؛ امری که با پاسخهای سخت مقاومت روبهرو خواهد شد.
اما کانون اصلی بحران، آبهای نیلگون خلیجفارس است. با دستور ترامپ برای آغاز «پروژه آزادی»، دو ناوگان نظامی (آمریکا و ایران) در فاصلهای به شدت نزدیک در تنگه هرمز رودرروی هم قرار گرفتهاند. ایران صراحتاً اعلام کرده است که «اسکورت نظامی آمریکا» را تحمل نخواهد کرد. هرگونه خطای محاسباتی یا شلیک پیشدستانه از سوی واشنگتن، نهتنها چند ناوچهی آمریکایی را در معرض انهدام قرار میدهد، بلکه قیمت نفت را به اعدادی خواهد رساند که اقتصاد نیمهجان غرب، توان تابآوری آن را نخواهد داشت. ترامپ، اکنون بر لبهی تیغی راه میرود که خود، آن را تیز کرده است.




نظر شما